من نگین فردوسی راد هستم ، اکثر شما عزیزان من رو با برند های آموزشی میشناسید . مثل پرین پاک ، دانشسار و...
ممنونم که وقت گذاشتید تا با خوندن این متن کوتاه ، بیشتر با من آشنا بشید .
این یک زندگینامه نیست پس قرار نیست براتون خاطره بگم اما براتون از چندین جهش بزرگ زندگیم میگم که از 3 سالگی شروع شد!
نکته:
این جهش های فکری و شخصی همیشه و همه جا هستند این ما هستیم که بعضی وقتها اونها رو میبینیم و ازشون درس می گیریم .
وقتی الان به گذشته نگاه می کنم به دوران 3 تا 7 سالگی ، یادمه همیشه کنجکاو بودم و به دیگران بابت غیبت و قضاوت کردن تذکر می دادم .
من و خواهرم در دوره کودکی اول ( 6 ساله بودم ) ، به طور حرفه ای وارد ورزش رزمی شدیم و مدارک قهرمانی رنگانگی رو در ازای زمانی که گذاشتیم ، دریافت کردیم و حضور حرفه ایی در این رشته ، 11 سال ادامه داشت !
در کودکی اول ( سه تا هفت سالگی ) برون گرا و خلاق بودم . مثلا ، در بین کودکانی که با هم بازی میکردیم ، محتوا و داستانِ بازی ها رو ارایه میدادم و بازی میکردیم .
هیچوقت دوست نداشتم مبصر یا شاگرد اول باشم که با این حال ، چندین بار تجربه اش کردم .
شاید براتون جالب باشه من هیچ وقت در مدرسه و دانشگاه OVER STUDY نمیکردم ، سرکلاس گوش میدادم و وقت امتحان یک یا دو بار می خوندم ، با این حال ، اکثرا شاگرد اول بودم!!
در مدرسه مثل همه درس میخوندم اما مدرسه جایی نبود که بتونم شکوفا بشم!!
اولین باری که در سن 8 سالگی یک نمایش کمدی رو دیدم ، کار در تیاتر کودک رو شروع کردم و نمایش های بسیاری رو روی صحنه بردیم.
بعد از دو سال وارد عرصه سینما شدم و اولین تله فیلمی که بازی کردم من رو به جایگاه اول بازیگر کودک در هفدهمین جشنواره رادیویی و تلویزیونی بندر عباس رسوند !
این جایزه رو در سن 11 سالگی گرفتم .
من با مخالفت همه وارد رشته علوم انسانی شدم ،
چون سوالات زیادی در مورد ، خودشناسی ، تعامل انسان ها در طول تاریخ ، روابط اجتماعی و موضوعات فرهنگی ، دینی و فلسفی ، داشتم!
در مورد درآمد، همیشه به این موضوع افتخار میکنم و سعی میکنم برای فرزندانم شرایطی رو فراهم کنم تا تجربه ی مشابهی داشته باشند.
من در سن 8 یا 9 سالگی اولین درآمد شخصی ام را داشتم که بقدری کافی بود تا اولین گوشی مبایل خودم رو باهاش تهیه کنم.
در 16 سالگی تا 25 سالگی در کتاب فروشی ها و باشگاه های ورزشی کودکان و مهد کودک ها کار میکردم . در کتاب فروشی تقریبا در طی این 5 سال ، 3 سال کار کردم و هر ماه در ازای حقوق ، کتاب میخریدم .
کتاب های من با موضوعات : تاریخی، روانشناسی، علوم اجتماعی و مردم شناسی، زندگی نامه ها ، شرح حال ها، علوم اقتصادی، علوم فرهنگی، رمان ها و اشعار ایرانی و خارجی، یوگا و خودشناسی ، فرهنگ نامه ها و...... است .
درسته کتاب های متفاوتی رو میخوندم چون به جواب سوالاتم در مدرسه، خانواده، جامعه و دانشگاه نرسیده بودم!
بخاطر تاثیر انتخاب رشته ی علوم انسانی، به فلسفه و منطق و تاریخ ادبیات علاقمند بودم .
اشعار بزرگان ، کتاب های مرجع ، تاریخ علم، تاریخ فلسفه، تاریخ ادبیات عرفانی و مکاتب مذهبی رو زیر نظر قرار دادم ،
و به یک نتیجه محکم رسیدم:
اینکه من ، نمی دونم!!
رسیدن به این مرحله در اوایل جوانی من رو به آرامش و فروتنی رسوند نه به این خاطر که فرد بزرگ و گرانقدری هستم ، به این خاطر که خودم رو رهاتر از این القاب می دیدم و راحت بودم !
از رنج هایی که آگاهانه یا ناخودآگاه برای خودم میساختم رها شدم و به سبک زندگی سالم ، عادت کردم .
مراقبه در من از 8 سالگی شروع شد چون یکی از تمرینات تیاتر، تقویت قوه تخیل هست که به کمک تجسم و بداهه سازی انجام میشه ، بعد ها از 14 سالگی تا 16 سالگی کمتر شد و مدتی بعد شروع شد و تا امروز ادامه داره.
در مورد انواع مراقبه و اینکه چطور انجامش بدید مقالات سایت یا پست های اینستاگرام رو بخونید و حتما در دوره مقدماتی شناخت ذهن و ضمیرناخودآگاه شرکت کنید.
کمی از گذشته من فاصله بگیریم و به لحظه حال برگردیم .
در حال حاضر من ، علاوه بر تدریس و آموزش ، مدیر ارشد محتوا ، در موسسه راهبردهای محتوایی صبا هستم و مدیریت محتواییِ چندین برند آموزشی ( کسب و کار ، خودشناسی ، روانشناسی ) و یک برند گردشگری رو ، به عهده دارم .
برای آرامش و تفریح ذهنم ، روی یک فیلمنامه کار می کنم و همزمان ، یوگا رو به صورت حرفه ای ، در مسیر مربیگری دنبال میکنم .
از مهم ترین اهداف من کمک به تربیت نسل آینده است ، میخوام بهشون یاد بدم تا
خودشون باشن و خود بودن رو یاد بگیرن !!
و این هدف محقق نمیشه مگر این که نسل های فعلی شروع به خودشناسی کنن . یعنی من و شما !
اگر من شکوفا بشم ، فرزندانم فضایی برای شکوفایی دارند .
اگر تو در یک خانواده چهارنفره ، تصمیم به یادگیری داشته باشی و یا تنها یک نفر ، برای مثال مادر یا پدر ، خودشناسی کنه و خودش بودن رو یاد بگیره ، بدون شک در عرض یک سال ، تمام اعضای خانواده متحول میشن و میل به تغییر پیدا میکنن .
ما روی هم تاثیر داریم !
بیاید انتخاب کنیم ، تاثیراتمون آگاهانه باشه .
اینکه در هر لحظه از زندگی مون چه کاری انجام میدیم و چطور انجامش میدیم بخشی از مسیر رشد ماست و درحال انجام هدف زندگی مون هستیم حتی اگر اون کار ، لحظاتی نشستن و نفس کشیدن باشه !
اول نوشته هام ، براتون گفتم که در سه سالگی یک اتفاق برای من ، باعث جهش فکری شد و اون هم ارتباطی بود که ناخودآگاهم ، از طریق رویا ، با من گرفت .
درمیان کسانی که خواب دیدن رو از رفتار های طبیعی مغز میدونن و برای تعابیر و شرح خوابهای ناخودآگاه ، مسیر های آزمون شده رو پیشنهاد کردن ، همگی اتفاق نظر دارند که ذهن شما در مرحله رِم ( REM ) ، وارد رویا بینی میشه و اینجا جایست که ما میتونیم ازش برای ارتباط با ناخودآگاه استفاده کنیم !
در سه سالگی خوابی دیدم که نمیتونم کوتاه تعریفش کنم و شاید به کتابم اضافه اش کنم . اما این خواب به من نشون داد کی هستم ، هدفی که میتونه رضایت مندی بهم بده چیه ، و الان در زمان حال حاضر ، آگاهانه اون هدف ها و مسیر رو ساختم و الان در اون هستم .
در بیماری و رنج یاد گرفتم صدای نیازهای ناخودآگاهم رو بشنوم ، در یوگا یادگرفتم صدای بدنم رو بشنوم و در نهایت یاد گرفتم با خودم مهربان باشم و ذهنی که هر روز برای من داره کار میکنه رو ( در طی هر 24 ساعت ، 400 میلیون داده و انرژی و اطلاعات رو از نظر میگذرونه ) ، هر روز پاکسازیش کنم تا بتونم ، با قدرت در مسیر رسالتم ، در لحظه زندگی کنم .
فرقی نمیکنه چند سالته ، کی هستی ، چی به سرت اومده !
مهم اینِ که ، هر جایی هستی ، یک قدم پیش تر بیای و در شناخت خودت عمیق تر بشی .